نیویورک در میان بادهای قطبی، شبهای تاریک و نورهای درخشان غرق شده است؛ شهری شگفتانگیز که کندوی بزرگی از تخیل به شمار میرود و هیچ چیز نمیتواند جلوی حیات پرشور آن را بگیرد. در یکی از شبهای سرد زمستان، پیتر لیک، یتیمی که در مکانیکی مهارت دارد، تصمیم میگیرد از عمارت بزرگ و دژمانندی در آپر وست ساید سرقت کند. او گمان میکند خانه خالی است، اما دختر صاحبخانه هنوز آنجاست. این رویارویی غیرمنتظره، سرآغاز عشقی عمیق و جادویی میان پیتر، دزد ایرلندی جوان، و بورلی پن، دختری در آستانه مرگ، میشود.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.